تبليغاتX
علی اکبر فیاض - جامعه و طبيعت افغانستان

علی اکبر فیاض

جامعه و تاریخ سرزمین من

جامعه و طبيعت افغانستان

باسلام به دوستان و خوانندگان وبلاك «جامعه و تاريخ سر زمين من»، كه بيشتر از يك سال بود، به دليل مشكلاتي مطلب جديد نريخته بودم. در طول اين يك سال گرچه توانسته‏ام كارهاي قلمي جديدي انجام بدهم كه صورت‏هاي متفاوت دارد. از كتاب تاريخ معاصر افغانستان كه زير چاپ رفت و چاپ اول خود را در سال 1389شمسي پشست سرگذاشت و براي چاپ دوم با انتشارات بدخشان(هيواد) در ماه دوم سال 1390شمسي قرارداد امضا كردم و در طول يك سال يادداشت‏هايي در مورد تاريخ سياسي كلاسيك غرب و مباني علم سياست و مبادي علم حقوق و تاريخ ميانه افغانستان مطالبي نوشتم كه به صورت جزوه درآمده است و در اواخر سال 1389 كتاب پرتوي از تاريخ افغانستان نوشته‏ي مرحوم احمدعلي كهزاد به دستم رسيد و به پيشنهاد انتشارات كتاب فروشي هيواد آن را بازنگري كردم كه ظاهرا كتاب آماده چاپ است. اين كتاب بيشتر به تاريخ گذشته‏ي افغانستان نظر دارد، اين كتاب كه در سالهاي 1327 تا 1340 به صورت صحبت‏هاي راديويي تدوين و سپس به صورت گردآوري شده‎ي چند مقاله به چاپ رسيده است. متن جالبي است براي كساني كه مي‏خواند در مورد ابنيه و آبدات تاريخي كشور افغانستان آشنايي پيداكند از آثار تمدني بودايي كه نمود بارز آن بيشتر در باميان است تا منطقه لوگر و جلال‏آباد و ساير نقاط افغانستان و بناهايي را كه اسكندر مقدوني از هرات تا پروان و نزديكي‏هاي كابل و شمال آباد كرده است تا منارچكري كه امروز از آن ديگر اثري نمانده است، آمده است. مرحوم كهزاد خوب نوشته است و امروز اين كتاب راهنمايي است براي كساني كه مي خواهند در مورد تاريخ گذشته كشور به استناد بناها كار نمايد. گرچه كه گاهي كهزاد از معرفي عالمانه برخي بناها خارج شده و قلم اديبانه به دست گرفته و به توصيف‏هاي نسبتا تخيلي مي‏‎پردازد.  در طول اين يك سال كه بيشر در شهر باستاني هرات بودم و بيشتر تدريس داشتم و گاهي هم شده بود كه يك ماه از محوطه دانشگاه و يك چند كوچه آن طرف‏تر هم نرفتم البته بازار هم نزديك است. در هرات اگر باشي صرفا گرماي تفتديده و گاهي همراه گرد و باد شديد آزارت مي‏دهد در صورتي كه متولد افغانستان باشي دلتنگي كمي دست مي‏دهد شهري كه در حال بازسازي و نوسازي است. سي سال در خود جنگ را تجربه كرده است ولي اكنون آرام است اما گاهي اين آرامش را كه مردم سرگرم كار و زندگي است و متعلمان با شوق دروسشان را دنبال مي‏كنند تا مثل مادران و پدرانشان بيسواد بار نيايند و محصلان با علاقه به كتاب‏هايي كه استادان به عنوان رفرنس درسي معرفي كرده، با انفجار كساني كه به خود بم بسته‏اند به هم مي‏خورد چند هفته قبل هرات با انفجار پي در پي در سرچوك‎ها و پايگاهاي نظامي آرامشش را از دست داد و مردم سرگردان به هر سو مي‏دويدند و محلات خويش را ترك كردند تا اين كه انفجار ديگر آنان را به عزا ننشاند و در روز سيزده نوروز امسال عده‏اي ابتدا به مزاحمت يك زن كه شوهرش هم در كناربوده مي پردازند و مرد به حمايت از همسرش واكنش نشان مي‏دهد و بعد از دگيري ابتدايي مزاحمين با همكاري عده‏اي از نيروهاي نظامي وارد محله شده و عده‏اي را با فير از بين مي‏برند و عده‏اي را هم مي‎برند و بازداشت مي‏كنند. اين حوادث سوالي را خلق مي‏كند كه امنيت در كشور چگونه است و چگونه جرات مي‏كنند مردم كشور كه آزادانه به زندگي عادي‏شان بپردازند. عليرغم حاكميت نسبتا قوانين دموكراسي، مردم جامعه هنوز به صورت قبايلي زندگي مي‏كنند و تصفيه حساب‏ها بدون ضابطه و حاكميت دولت به راحتي انجام مي‏شود و لذا كشور ما هنوز بعد از حدود ده سال حاكميت دولت آقاي كرزي و حمايت نيروهاي بين المللي امنيت لازم را به خود نديده است مردم احساس امنيت و آرامش را پيدا نكرده است. با يك انفجار ده‏ها نفر از بين مي‏رود و ده‏ها نفر ديگر زخمي و در نتيجه معلول مي‏گردد. هنوز توليدات زراتي و مالداري كشور رونق ندارد و معادن استخراج نمي‏شود. زندگي مردم بيشتر حالت روز مره‏گي دارد و روز تيركردن است. اگر شخصي از بيرون از مرزهاي افغانستان وارد شود چند روزي بايد با فضاي ميكروب آلود و نبود بهداشت آن دست و پنجه نرم كند. آماده‏ي مسوميت و اسهال و استفراغ باشد. مخصوصا اگر كودك باشد. اگر هم از آب معدني و يا آب جوشداده استفاده كند باز هم فضا و خاك‎هاي داخل كوچه و فضا آلوده به ميكروب است چون آب‏هاي داخل اكثر خانه به بيرون در فضاي سرباز منتقل مي‎گردد. به هر حال نق زدن‏هاي يك آدم نق نقي نبود بلكه واقعيتي است كه مي‎توانيد آن را خود تجربه كنيد. در اين جامعه تعصبات قومي و منطقه‏اي داغ است و افتخارات منطقه‎اي و لساني جايگاه خوبي دارد. كمي ثروت افتخار است و موترهاي دست دومي كه از دبي و يا كشور ديگر به اين جا رسيده مايه برتري و زمينه پوز دادن‏ها. اما كساني كه به اين كشور دلسوزند در شعاع رقابت‎هاي مالي و قدرت سردرگم. اما سادگي و طبيعت بكر و دست تخورده؛ دنياي زيبايي را بوجود آورده است. در اين فصل جويبارهاي روان مناطق سردسير افغانستان بهشتي است كه نعمات خدايي را در خود جاي داده است. كوه‏هاي پامير و بابا و دره‏هاي سرسبز آن و صداي پردنگان آن مخصوصا كبك‏هاي كوهي غوغايي دارد. بند امير در باميان، دره‏هاي سلسله جبال بابا، دره‎هايي كه رود هيرمند از آن سرچشمه مي‎گيرد و فضاي اطراف درياچه چقمقتين در بدخشان آدم را سحر مي كند. و...    
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 2:45 بعد از ظهر  توسط علی اکبر فیاض  |