نزاع بین دو حزب خلق وپرچم

دوحزب خلق وپرچم که هردواندیشه کمونیستی داشتند وازطرف اتحادجماهیرشوروی آن زمان حمایت می شدند ازدیرباز باهم رقابت واختلاف داشتند وبرسررسیدن به نفوذ اجتماعی ونزدیک شدن به شوروی واحراز چوکی درپارلمان باهم درتضاد ورقابت بودند بعدازرسیدن به قدرت برای کسب قدرت بیشتراختلاف وتضادشان افزایش پیدا کرد به گونه ای که رو درروی هم قرارگرفتند.

دراین باره درکتاب "افغانستان قربانی رفقا وبرادران"آمده:"رفقای خلقی وپرچمی که تحت فشارعوامل داخلی وخارجی قبل ازکودتا باهم ائتلاف کرده بودند،اختلافشان را حتی درجریان کودتا که هنوزمعلوم نبود به پیروزی می رسند یانه، نتوانستند کنار بگذارند. خلقی ها، پرچمی هارا متهم می کردند که افسران مربوط به آن ها در جریان کودتا از داوود خان دفاع می کردند و ادعا می کردند که ببرک کارمل کمیته مرکزی حزب دموکراتیک خلق راتشویق به فرار نموده واعضارا ازشکست کودتا می ترسانده است. به همین دلیل رهبران حزب به شمول کارمل وتره کی که در رادیو مستقر بودند به میدان هوایی خواجه رواش انتقال داده شدند. تا درصورت شکست کودتا به خارج از کشورفرارکنند."(افغانستان قربانی رفقاو برادران، مصباح زاده، ص48،1378)ومرحوم دکترعطایی تاریخ نویس معاصرو مطلع ازاوضاع دو حزب کمونیست دراین باره می نویسد: "دوماه ازکودتای 7 ثور نگذشته بود که دوجناح خلق وپرچم در مقابل همدیگرقرار گرفتند. جناح خلق به رهبری حفیظ الله امین به یکه تازی پرداخت و تلاش کرد که تا تمام قدرت در دست خلقی ها باشد.آن ها می گفتند که رهبر پرچم به انقلاب وفادار نبود چون پرچم کودتای 7 ثوررا یک حرکت ملی دموراتیک می دانست نه یک انقلاب. این نزاع و سخنان گسترش یافت دیری نگذشت که مشاورین شوروی مصلحت رادراین دیدند که رهبران پرچم را از کشوردور کنند و به عنوان سفیر به خارج بفرستند. به زودی سران پرچم از کشوراخراج شدنداما به عنوان سفیر و یا کارداردرکشور دیگر. ببرک کارمل در پراک، نوراحمدنور در واشنگتن،اناهیتا راتبزاد در بلگراد، عبدالوکیل درلندن، محمود بریالی در کراچی،داکترنجیب الله در تهران سفیرمعرفی شدند و..."(عطایی، تاریخ معاصرافغانستان،1383ش.ص404)دراین که اختلافات آنها دو ماه بعد از به قدرت رسیدن به صورت جدی آزغاز گردید؛ سلطان علی کشتمند از رهبران جناح پرچم هم تایید می کند:"هنوز دوماه از قیام ثور نگذشته بود که سیاست دیکتاتوری رهبری خلقیها در دستگاه اداره ی حزبی و دولتی مطلقیت کسب کرد. هرآنچه می خواستند به کرسی می نشاندند.ومقاومت هایی که از جانب رهبری پرچم، ببرک کارمل ودیگراعضا صورت می گرفت،ازجانب رهبری خلقی ها گناه نابخشودنی تلقی می گردید."(یادداشتهای سیاسی و رویداد های تاریخی، کشتمند،ج.1،ص375)کشتمند در ضمن بیان این که اختلافات دوجناح را روز به روز شدید تر می گردد.عامل اختلاف رادرانحصار طلبی خلقی ها می بیند و مخصوصا دراندیشه وعمل شخص امین که با ببرک سخت دراختلاف ورقابت بود و امین تلاش داشت که تمام قدرت را تنها قبضه کند. کشتمند می گوید :"وی متدرجا، در هرسه بخش قدرت:دولت، حزب وارتش همه چیزرا قبضه گرد."(همان،ص376)درجلسه ی شورای انقلابی 12جون 1978م.اختلاف رهبری  دوجناح که ببرک وامین بود به اوج خودمی رسد وتره کی دیگر نمی تواند تحمل کند. دراین جلسه از هردو می خواهد که اختلافات شان راازطریق رای گیری دربین مقامات حزب حل وفصل کنند.این درحالی ست که امین موفق گردیده اکثریت مقامات حزب و دولت را ازجناح خود جابجا کند و باخت ببرک و درنتیجه جناح پرچم قطعی ست .

بعدازفرستادن سران پرچم به خارج،اعلام گردید که "یک کودتایی که پرچمی ها درآن دست داشتند کشف گردید."(همان ص405) به تعقیب آن سلطان علی کشتمند و محمد رفیع از کابینه اخراج شدند و عبدالقادرخان و جنرال شاهپورو میرعلی اکبررئیس شفاخانه جمهوریت گرفتارشدند. بعد ازاین حادثه دولت تمام سفرا را خواست که به کشور برگردند وآن ها در مقابل، تمام دارایی سفارتخانه هارا به سرقت بردند و به مسکورفتند.(کرباس پوشان برهنه پا،ص165) هنگامی که دوباره پرچم به قدرت رسید هیچکس حساب پس ندادند.