نگاهی به کودتای7ثور1357 ش. تا امارت طالبان
۱. کودتای 7 ثور:
در 17آپریل 1978م.میر اکبرخیبر یکی از رهبران کمونیست جناح پرچم به قتل رسید. وی تحصیلات نظامی داشت و یک افسر پلیس بود.
از طرف هردو جناح کمونیستها، یعنی خلق و پرچم، دولت سردار محمد داوود خان متهم به قتل گردید. در تشییع جنازه خیبر سخنرانان به صراحت این مطلب را اظهار کردند. در پاسخ؛ دولت داوود خان برخی از سران هر دو جناح را دستگیر نمود و شب 25 آپریل 1978م.(5/2/1357ش) از رادیو کابل چنین اعلام گردید:«هفت تن از عناصر خاین به ملت و دولت افغانستان به اسامی ذیل دستگیر گردیدند: نور محمد تره کی، ببرک کارمل، داکتر شاه ولی، دستگیر پنجشیری، عبدالکریم جوزجانی، ضمیر ساپی و حفیظ الله امین( فردا دستگیر شد)».
در 27 آپریل(7/2/1357ش.) در حالی که اکثر رهبرانشان در زندان بودند، کمونیستها دست به کودتا زدند و شهر کابل و ارگ ریاست جمهوری را از زمین و هوا بمباران کردند. یک شبانه روز افراد دولتی مقاومت کردند و تا 8 صبح 28 آپریل (8ثور 1357ش.) داوود خان رئیس جمهور، رسولی وزیر دفاع و عبدالعزیز لوی درستیز به قتل رسیدند. در همین روز سران کمونیست که زندانی بودند، از زندان آزاد گشته به ساختمان رادیو و تلویزیون کابل انتقال یافتند و طی اطلاعیه هایی پیروزی شان را اعلام می کردند.
اولین اعلامیه فارسی توسط جنرال عبدالقادر خان که از رادیو پخش گردید چنین بود:«آخرین فرد خاندان مستبد نادر خان، سردارداوود این عوام فریب بی نظیر تاریخ و خاین به اراده ی ملی مردم افغانستان برای همیشه از بین رفت. حاکمیت ملی بعد از این به شما مردم نجیب افغانستان تعلق دارد. دفاع از دستاوردها ی انقلاب و از بین بردن طرفداران این سردار مستبد وظیفه ی فرد فرد مردم شرافتمند افغانستان است.»
تمام سطح شهر کابل را نظامی های طرفدار حزب کمونیست دموکراتیک خلق افغانستان به تصرف در آورده بودند و در تمام چهارراه ها و سرک ها افرادی که مسلح بودند ولی فرم نظامی نداشتند، موترها و مردم را به جای پلیس راهنمایی می کردند. بدین ترتیب دولت داوود خان بعد از پنج سال سقوط کرد.
2.تجاوز ارتش سرخ 6/10/1358ش.
در دو روز 5 و 6 جدّی سال 1358ش. فضای شهر کابل شاهد طردد طیاره های نظامی بود، به گونه ای که هر طیاره ای که فرود می آمد، دیگری پرواز می کرد. در طی این دو روز 120 هزار قشون شوروی وارد خاک افغانستان شدند. روسها حفیظ الله امین دومین رئیس جمهور کمونست را در قصر تاج بیگ به قتل رساندند و ببرک کارمل که در مسکو بود را به کابل اوردند.
با اشغال افغانستان به صورت مستقیم توسط ارتش سرخ، اوضاع افغانستان دگرگون گشت و جهان، دیگر افغانستان را یک کشور اشغال شده دانستند. در فبروری 1989م. قوای ارتش سرخ خاک افغانستان را ترک کردند.
3.به قدرت رسیدن مجاهدین ( 8/2/1371ش.)
بعد از فرار داکتر نجیب الله و پناهنده شدن به دفتر سازمان ملل متحد در کابل، جنگهای شدیدی برای تصاحب قدرت درشهر کابل بین سه نیروی گلبد الدین حکمتیار، ژنرال دوستم و احمدشاه مسعود آغاز گردید. شهر کابل در 6،5 و 7 ثور 1371ش. شاهد درگیری بسیار سنگین بود که در شام روز 7 ثور( 27 آپریل 1992م.) حضرت صبغت الله مجددی مطابق موافقتنامه پیشاور با یک کاروان طویل به کابل رسید. افراد کاروان که در آن اکثر سران احزاب ساکن پیشاور بودند نعره ها ی الله اکبر سرداده بودند و با اسلحه های خفیف و ثقیل فیرهای شادیانه می نمودند.
در 8 ثور 1371ش. ساعت 5 عصر در قصر «ستوری و زارت خارجه»( قصر سرخ وزارت خارجه) مراسم انتقال قدرت از کمونیست ها به مجاهدین برگذار شد و قدرت به صورت رسمی در حالی که خبرنگاران آن را به صورت زنده گزارش می کردند، انتقال یافت. حضرت صبغت الله مجددی به عنوان اولین رئیس جمهور مجاهدین قدرت را تحویل گرفت. آقای مجددی در اولین سخنرانی اش عفو عمومی اعلام کرد. اما جنگها همچنان بین نیروهای متخاصم در خارج قصر ریاست جمهوری دوام پیداکرد.
4. به قدرت رسیدن طالبان
در اوایل نوامبر 1994م. حدود 200 نفر از طالبها ی مقیم پاکستان در دو کامیون(لاری) به مرز سپین بولدک در شرق افغانستان حمله کردند آنان به سرعت افراد حزب اسلامی حکمتیار را از منطقه دور کردند و تمام سلاحهای آنان را به غنیمت گرفتند. این طالب ها به طرف قندهار مارش کردند و به زودی قندهار، غزنی، و میدان شهر و بعدا هرات را به تصرف خود در آوردند و دو بار به شمال کشور حمله کردند که منجر به شکست و در گیری شدید شد.
طالبان در شب 13 فبروری 1995م. به دروازه جنوبی شهر کابل در چهار آسیاب رسیدند. چون گلبد الدین حکمتیار مقر مرکزی اش که در چهار آسیاب بود را ترک کرد و به سروبی و سپس به پاکستان فرار نمود. طالبان در همین هنگام عبد العلی مزاری یکی از رهبران شیعه را در چهار اسیاب به قتل رساند.
طالبان تا ماه سپتامبر 1996م. اکثر مناطق افغانستان را به تصرف درآوردند. در شب 27 سبتامبر1996م. قوای شورای نظار متعلق به فرمانده احمدشاه مسعود کابل را ترک کرد و کابل را برای تصرف طالبان بی محافظ گذاشت. طالبان از شرق کابل وارد شهر شدند. صبح 27 سبتامبر مردم شهر کابل شاهد چهره های دیگری بودند که همه ی آنان در وانتهای داتسون سوارند و عمامه و ریش بلند دارند و فارسی هم تکلم نمی کنند بر کابل مسلط شده اند. صبح همان روز مردم شاهد جسد بی جان آخرین رئیس جمهور کمونیست داکترنجیب الله و برادرش احمدزی بودند. این دونفر در غرفه ترافیک در چهارراه اریانا توسط طالبان به دار اویخته شده بودند.
مردم شهر کابل شاهد یک دگرگونی اساسی بودند. کسانی رامی دیدند که اکثرا زبان آنها را نمی فهمیدند و چهره ها خشن و بی رحم می نمود. و قتل داکتر نجیب الله به وحشت مردم افزود دیگر از مجاهدین جنگنجو خبری نبود و کابل و شهرهای دیگر کاملا ویرانه شده بودند.
طالبان به زودی نشرات خود را از رادیو کابل اغاز کردند و به زبان پشتو پیروزی خودشان را به مسلمانان تبریک می گفتند. ملا محمد ربانی رئیس امارت طالبان اعلام گردید و ملا محمد عمر به عنوان امیر المومنین اعلام گردید.
خبرنگاران وضعیت افغانستان را چنین اعلام کردند که در افغانستان یک حکومتی به و جود آمده که تصویر برداری ، تلویزیون و فیلم برداری را ممنوع کرده و حرام می دانند. آنان مجسمه ها را بت می دانند و از آثار کفر قلمداد می نمایند. دست و پای مردم را به عنوان حد می برند و مخالفان امارت را ذبح می کنند. زنان را بدون بقره و یک همراه مرد حق طردد در خارج منزل نمی دهند.