درهي وحشت
درهي ميدان؛ درهي وحشت
كشتار مردم بيگناه در درهي ميدان وردك
ماه رمضان بود. مسلمانان در اين ماه تمام روز چيزيي نميخورند و نميآشامند. درهي ميدان- وردك در حدود 40 كيلومتري كاخ رياست جمهوري واقع است، كه در شهر كابل موقعيت دارد؛ اكنون درهي وحشتناكي شده. مسافران هنگامي كه از اين دره عبور ميكنند، بسيار با وحشت و ترس از اين دره عبور ميكنند. اكنون در اين دره جان آدم ارزشي ندارد، آدمها در حالت وحشيانهاي به قتل ميرسند. تمام كساني كه در اين سال به قتل رسيدهاند از مردم شيعه و هزاره يا سادات بودهاند. اين قضيه را، مسافراني كه همراه مقتولين بوده ديدهاند و شهادت دادهاند. گرچه كه دستگير شدهها از كشور ديگر هم بوده، برخي عرب و پاكساني و چچني. مردمي كه در اين دره زندگي ميكنند، اكثرا باغ ميوه دارند و زراعتكارند. سيب درهي ميدان در افغانستان معروف است همانطور كه زردآلوي كَهمَرد از شهرت برخوردار است و انگور هرات و انار قندهار. از ابتداي دره تا حدود دو سوم آن اقوام پشتون زندگي ميكنند. در انتهاي قسمت سوم دره قوم تاجيك و بعد از آن هزارهها سكونت دارند. اين دره امروزها شاهد كشتار عدهاي از انسانهايي بود كه آنان مانند ساير آدمهاي روي زمين جان داشتند و بچه و زن و خانواده اما به حالت وحشيانه سربريده شدند. در دوم ماه رمضان همين سال پنج نفر به حالت وحشيانهاي به قتل رسيدند. بعد از كشتن، آنان را به ترتيب قد روي سرك در درهي ميدان چيده بودند. جنازهها به ترتيب قد روي سرك چيده شده بودند. پنجمين نفر به نظر ميرسيد كه 12ساله باشد. از پنج نفر، دو نفر را سربريده بودند و يك نفر هم نصف سرش نبود. دو نفر ديگر هم دهانشان بسته بودند و بدنشان خون آلود بوده. در طول ماه رمضان بيش از بيست نفر در اين دره به قتل رسيده و ربوده شدند. وقتي به مسافراني كه به درهي ميدان نزديك ميشوند و يا قصد عبور از اين دره را دارند، ببينيد، احساس ميكنيد كه خود به سوي قلتگاه ميروند. رنگها پريده و حالت وحشتزده دارند. دولت آقاي كرزي هم در اين مورد واكنش خاصي نشان نميدهد. والي ولايت ميدان هم دراين زمينه حامي مسافران دره مرگ نبوده، در قبال سوال سران احزاب و أعضاي پارلمان اين مطلب را انكار كرده، شايد هم خود در اين مورد يدي دارد! اگر دستش در خون هم وطنان مظلومش غوطه ور نيست، چرا اين قاتلان را از اين ولايت دور نميكند؟ دره ميدان و تمام سركهاي ولايت ميدان توسط مين از بين رفته است؟ اين والي چكاره است؟ آيا خود جزو خرابكارهاست؟ يا جرأت سركشي را ندارد؟ يا اينكه سركها جور و تيار است؟ و من نويسنده درست نميگويم؟ اما خود به چشم ديدهام كه تمام سركهاي منتهي به غزني و هزاره جات توسط خرابكاران تخريب شدهاند. و در همين دره است كه جان مظلومترين انسانهاي افغانستان گرفته ميشود. بسياري كساني كه مقام و منصب دارند در اين قضيه سكوت كردهاند. هم كرزي، هم فهيم و هم خليلي. خودشان جاهاي امني دارند. اما جان ديگر مردم برايشان چه ارزشي دارد؟ گرچه كه اكثر مناطق جنوب و شرق و قسمتي از شمال و غرب كشور نا امن است. اما دره ميدان كه گلوگاه عبور مردم شيعه و هزاره است، ناامنترين منطقهي افغانستان است. والي طالبان و ولسوالان آن در اين دره به صورت علني حاكميت دارند و در روز روشن راه مسافران را گرفته اعلاميه پخش ميكنند. در روز روشن راه مسافران را علاوه بر دره ميدان در مناطق مختلف وردگ سد ميكنند، مسافران غزني و هرات و ديگر ولايات را كه از اين منطقه عبور ميكنند. ميگيرند و انواع آزار و اذيت و حتي كشتن را عمال ميكنند. نميدانم در قبال اين جنايت دولت كرزي و والي ميدان چه جوابي دارند؟ جامعه جهاني چه جوابي دارند؟ قوتهاي مسلحي كه در اين منطقه هستند چه جوابي دارند؟ مكاني كه مسافران را به قتل ميرسانند، يك فاصله حدود ده دقيقهاي مسير موتر است در درهي ميدان است. در اين فاصلهي كم، جان صدها مسافر در طول سالهاي حاكميت طالبان و دولت كرزي گرفته شده است. اما اكنون با جسارت و قباحت و علني به كشتار مردم دست ميبرند. اين فاصلهي كم و وجود چند نفر قاتل وحشي چنان وحشت و رعبي به دل مسافران افكنده كه زندگي را براي باشندگان چند ولايت تلخ و اضطراب آلود كرده. مردم ولاياتي كه از اين مسير عبور ميكنند نه مسلحند و نه جنگجويان حرفهاي كه تمايل به گرفتن جان ديگران داشته باشند. بناء تلاش دارند كه از منطقه مهاجرت كنند. چنانكه روستاهاي حصهي اول و دوم بهسود تقريبا در حال خالي از سكنه شدن است. حملات كوچيها در اين منطقه كه به صورت كاملا مسلح وارد ميگردند و تابيعيتشان هم معلوم نيست، جان بسياري از مردم را گرفته است. اكنون اين سوال مطرح است: «كدام شخص، كدام سازمان بين المللي و حقوق بشري و كدام مصلح به اين أعمال وحشيانهي حمله كنندگان به اين مردم و منطقه اعتراض و توجه كردهاند؟» وحشتي كه اين آدمكشان و حمله كنندگان در دل مردم انفكندهاند، شايد در جهان امروزي كم سابقه و بلكه بيسابقه باشد.
از زاويهي ديگر ميتوان گفت: قانون جزاي افغانستان كساني را كه آدم ميكشند و مخصوصا كساني كه راه و شارع را سد ميكنند و مسافران را به قتل ميرسانند، جرم و حكم شان را معين كرده است. جرمشان سنگين و جزايشان اعدام است. چون مصداق قطاع الطريق بر آنها صدق ميكند و حكم قطاع الطريقها اعدام است. كساني كه در درهي ميدان آدم كشتند و ميكشند، نه تنها دستگير و اعدام نشدند همان طور كه گفتيم والي اين ولايت از آدمكشان حمايت كرد. حمايت از قطاع الطريقها كه عمدهشان خارجيان بودند و هستند كه باهمكاري آدمكشان افغاني در اين دره عمل وحشيانه را انجام ميدهند، خود جرمي سنگين است. ايناني كه همراه تروريستهاي خارجي هستند كه به نام اسلام وارد افغانستان شدند به خيال خودشان كه ميخواهند مردم افغانستان را به طرف اسلام هدايت كنند. هدايت اينها كشتند و ايجاد نا امني در كشور است. كساني كه با اينان همراه ميگردند خود هم طبق قانون جزاي افغانستان محكوم به اعدام هستند. اينان مردمي را به قتل ميرسانند كه مظلوميت خاص خودشان را دارند. اينان كساني هستند كه محصولات زراعتي سالانهي شان كفاف زندگي خانوادهي شان را نميكند. اما براي ما معلوم نيست كه حمله كنندگان به اين مردم را چه كساني تمويل ميكنند؟ چه كساني آنان را تا بن دندان مسلح ميكنند؟ و چه باورهايي را برايشان تلقين ميكنند كه هموطنانشان را به خاك و خون ميكشند؟ از جانب ديگر در كجاي دنيا مردمي را كه اهل همان منطقه هستند و در سرزمين آبايي و اجدادي شان زندگي ميكنند، حق زندگي ندارند و بايد كشته شوند، آيا چنين چيزي را بايد خارجي عرب و چچني و پاكستاني معين سازند؟ چطور غيرت افغاني ايجاب ميكند؟ كه چنين افرادي را وارد درهي ميدان ميكنند تا مردم مظلوم مناطق مركزي را به قتل برسانند. در كدام قانون جزايي و يا انساني در دنياي امروز افراد به خاطر شكل فيزيكيشان و يا باوريهاي اعتقادي شان محكوم به قتل هستند؟ امروز در درهي ميدان به اين جرم توسط كساني مردم به قتل ميرسند كه همراه تروريستهاي خارجيها شدهاند و به صورت غير قانوني و قاچاق وارد افغانستان گشتهاند. چندين سال است كه مردم مناطق مركزي افغانستان مورد تحديد و قتل و چور و چپاول قرار ميگيرند. يك روز عدهاي از افراد مسلح به نام كوچي از شرق و جنوب حمله ميكنند در حالي كه معلوم نيست اينها چه كساني هستند و تابعيت كجا را دارند؟ روز ديگر به نام طالب و حامي اسلام. اما جالب اين است كه دولت فعلي هم هيچ عكس العملي نشان نميدهد، گويا كه به اين أعمال رضايت دارد. اين عدم واكنش در حقيقت حركت مشترك دولت و تروريستها را نشان ميدهد. وضعيتي كه امروز بر درهي ميدان حاكم است و مسافران فجيعانه به قتل ميرسند، زندگي چند ميليون انسان را به خطر افكنده است. اخيرا چند نفر از اين آدمكشان توسط يك قومندان پوليس دستگير شدند. اما معلوم نيست كه دولت فعلي با آنها چه معاملهاي ميكند؟ عدم برخورد قاطع و قانوني دولت با مجرمان باعث جري شدن مجرمان گرديده و ناديده گرفتن حق قانوني و طبيعي مردم است. چقدر جالب است كه دسته دسته مردم در درهي ميدان به قتل ميرسند. اما همهي تنخواه خواران ملت سكوت كردهاند! هم بخش زيادي از نمايندگان مردم در ولسي جرگه(شورای ملی) و سناتوران مشرانو جرگه(مجلس سنا) و هم دولت از رييس تا معاونان و وزراء و شوراي ولايتي ولايت ميدان وردك. اعضاي شوراي ولايتي اين ولايت يا متشكل از ترسوترين و ذليلترين آدم هاست و يا خود شريك مجرمان است. انسانهاي آزاده ميدانند كه همواره ناجوانمردانه از بين بردن انسانهايي كه حتي توان دفاع از خود را ندارند، كار زبونترين آدمهاست. بر اين اساس قانون جزاي افغانستان هيچ كاربردي در اين مرز و بوم ندارد؛ بلكه اين بيگناهان هستند كه به جرم چهره و اعتقادشان به قتل ميرسند.
اميد است كه توجهي گردد.