شايد كمتر بدانيم كه افغانستان در طول تاريخ به چه نامهايي ياد مي‏شده است. شايد هم ندانيم. شايد هم شنيده و يا خوانده باشيم كه كشور افغانستان به نامهاي آريانا، سرزمين باختر، كابلستان، زابلستان، خراسان شهرت داشته است و تا امروز كه افغانستان ناميده مي‏شود. آريانا قديمي‏ترين نام اين كشور به روايت تاريخ آراياناست. كه حدود يك هزار و پنجصد سال به اين نام ياد مي‏شده است. از زمان زردشت كه هزار سال قبل از حضرت مسيح زندگي مي‏كرده است تا پنجصد بعد از آن، افغانستان آريانا ناميده مي‏شده است. كتاب مقدس زرتشت «اوستا» نام داشت. در اوستا اين نام به شكل «ايريانا» ذكر شده است. آريانا سرزميني بوده كه سراسر افغانستان فعلي را در بر مي‏گرفته است. سرزمين باختر در زمان حكومت‎هاي يوناني الاصل، بعد از اسكندر مقدوني، همه‏ي سرزمين هاي شمال كوه‎هاي هندوكش «سرزمين باختر» ناميده مي‏شده است. در عصر شاهان باختر، افغانستان رو به ترقي و رشد بود و در زمينه‎هاي صنعت و هنر پيشرفت‏هاي زيادي كرد. باختر سرزمين‏هاي آباد و در تجارت و كشاورزي رونق زيادي پيداكرده بود، در معماري و حكومت داري علاوه بر پيشرفت داراي نظم و اداره‏ي خوب بود. اين سرزمين كه شامل مناطقي چون قندوز، بغلان، بلخ و مناطق شمال كشور افغانستان فعلي را مي‏گردد، بسيار حاصلخيز مي‏باشند و در برخي از اين مناطق كشاورزان در سال چهار بار محصول بر داشت مي‏كنند. كابلستان و زابلستان اين دو نام علاوه بر اين كه در كتاب‏هاي تاريخي ذكر شده؛ شاهنامه فردوسي كه به صورت شعر است، بيت‏هاي زيادي را آورده كه اين دو نام در آن بيت‎ها ذكر شده است. فردوسي از دودمان سهراب كابلي و سام و زال زابلي داستان‎هاي شيريني نقل مي‏كند. در مورد زابلستان، در سنگ‎نوشته‎اي در «دره‏ي شالي» در ولايت ارزگان مطالبي بدست آمده كه روشن مي‏سازد، در اين منطقه كساني حاكميت مي‏كرده كه خودشان را زابل‎شاه مي‏ناميده‏اند. از جمله در اين سنگ‏نوشته نام شاهي كه به «ميراكهولا» ناميده مي‏شده، خود را «زاولشاه بزرگ» ناميده. زابلستان سرزمين پهناوري بوده، اما امروز ولايتي در جنوب افغانستان به نام زابل نام دارد. شاهاني هم مقارن ظهور اسلام بر افغانستان حكومت مي‏كرده‏اند كه به نام «كابلشاهان» معروف بوده‏اند. به سرزميني كه اين شاهان حاكميت داشته‏اند، «كابلستان» مي‏گفته‏اند. منطقه‏ي حكومت آنها تمام جنوب كوه‏هاي هندوكش و اطراف رودخانه‏ي كابل تا منطقه «تكسيلا» در هند را در بر مي‏گرفته است. سرحد شمالي كشور زابلستان غوربند بوده است؛ غوربند دره‏ي سرسبزي است بين چاريكار و باميان و بلخ. برخي از تاريخ نويسان افغانستان، شهر و منطقه‏ي‏هاي كاپيسا، پروان، كابل، باميان، غرجستان، قندوز در شمال و ميمنه در غرب كشور را و شرق تا كنار رود سند را از مناطق زير نفوذ كابلشاهان دانسته‏اند. در مورد كابلشاهان گفته‏اند: «مردماني شجاع و در عهد و پيمان خود پابرجا و مردم دوست بوده‏اند.» شاهان زيادي از اين سلسله بر افغانستان حكم راندند كه آخرين شاه شان«بهيم پال» نام داشته است. غزنويان او را از بين برد. خراسان خراسان كه به معني مكان طلوع خورشيد و مشرق است، بعد از قرن سوم ميلادي يعني حدود هزار و هفتصد سال پيش پيدا شد و از قرن پنجم ميلادي تا قرن نوزدهم در حدود يكهزار و پنجصد سال اين نام، كشور افغانستان را در بر مي‏گرفته است. قرنها سرزمين پهناوري خراسان ناميده مي‏شده كه از تخارستان در شمال افغانستان تا منطقه‏ي ري در مركز ايران كنوني را شامل مي‏شده است. در اين سرزمين پهناور، شهرهاي آباد، پرجمعيت و زيبا وجود داشته كه تجارت و صنعت و پيشه‏وري در آنها پررونق بوده است. از بين شهرهاي خراسان شهرهاي معروفي چون بلخ، مرو، هرات، نيشابور، توس و سمرقند را مي توان نام برد. دانش و هنر در آنجا رواج بسيار داشته است، به طوري كه دانشمندان معروف مانند ابوريحان بيروني، بوعلي سينا و ... در آن منطقه بوجود آمدند و شاعراني چون مولانا جلال الدين بلخي رومي، رودكي، رابعه‏ي بلخي، فردوسي توسي و سنايي از اين سرزمين برخاسته‏اند. به مرور زمان اين سرزمين بين چند كشور تقسيم گرديد و امروز تنها بزرگترين ولايت شرقي ايران است كه نام خراسان بر آن زنده است، اما در اين سرزمين پهناور ديگر هيچ‎كجا نام خراسان ندارد. افغانستان افغانستان نام امروزي كشور ماست كه براي بار اول در قرن سيزدهم ميلادي در منطقه اي از شرق افغانستان گفته مي‏شد. در قرن هيجدهم از رود سند در هند تا كابلستان و از كشمير و نورستان تا قندهار و مالستان مسكن افغان بوده است. بالاخره در قرن نوزدهم افغانستان نام رسمي اين كشور گرديد.
تذكر: اين ياداشت را 15 سال پيش تهيه كرده بودم، در لابلاي ياد داشتها يافتم و راهي وبلاك نمودم اميد است كه مورد استفاده‏ي خوانندگان قرار بگيرد. در صورتي كه نظري داشته باشيد. ياد داشت نماييد.