بر قله دماوند
برای بار دوم بود که بهطرف کوه دماوند از مشهد حرکت میکردیم. بار اول سال 1386 بود که قصد فتح این کوه و درنتیجه قله را داشتیم، اما با آمدن برف و از سویی هم تجربیات اول گروه که امکانات کافی نداشت، سبب شد که قله فتح نشود و تقریباً شاد برنگشتیم، اما اینبار (1394) نیمههای ماه سنبله (شهریور) بود که یکبار دیگر به این قصد راهی استان مازندران شدیم، این بار بسیار بهراحتی به رأس قله رسیدیم، افراد گروه بسیار خوشحال بودند و تمام خستگی با رسیدن به قله از تنشان رخت بربست. تنها چیزی که این قله را با سایر قلهها متفاوت میساخت، تقریباً 150 متر مانده به آخر و نزدیک قله گاز تند گوگرد شروع میشد که حوصله را سر میآورد و شدیداً احساس خفگی میکنی، گویی که بین گردوخاک چونه (آهک) درحرکتی این روال تاز مانی که از قله دور نشدی همچنان ادامه دارد. این بار توانستیم بیرق افغانستان را بر قله دماند به احتزار درآوریم. این بار اعضای تیمی را ملاقات کردیم که از بچه های افغانستان بود که از تهران آمده بودند نام تیمشان پامیر بود.